حرفهاي خودماني

صداي عشق

تو رفته اي و سبز
جاي دستهاي توست
و سينه ام پر از هواي توست
تو رفته اي از اين ديار بي كسي
از اين ديار بي هواي اطلسي
تو رفته اي و من دلم
پر از نشانه است
پر از نشانه هاي ياد توست
دلم پر از صداي پا
پر از صداي پاي عشق توست
تو رفته اي ولي چرا نگفته اي
كه: خوب من ؛دلم
هميشه در هواي توست
تو رفته اي
ولي… نه!
لحظه هاي بودنم
پر از صداي با صفا و آشناي توست .

+ mehdi rahimi ; ٢:۱۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٢
    پيام هاي ديگران ()