حرفهاي خودماني
|
||
امروز هم مانند ديروز آسمان آبي بود به رنگ دلتنگ هاي من به رنگ اضطرابهاي تو و به تيرگي زخمهاي كهنه او…
از وقتي رفته اي بارها بي صدا گريسته ام و تورا بهانه كرده ام و فرياد سكوت سر داده ام اما تو ديگر نيامده اي حتي در شبهاي تنهاييم ولي چشمهايت هنوز مال من است و نگاهت آشناترين نگاه
اي خاتون رويايي من! شبي دوباره بيا و سري به ما بزن